به امید پاییزی که...

حواست هست؟ شهـــــریور است … کم کم فکر باد و باران باش ! شاید کسی تمـام گریه هایش را برای پاییز گذاشته باشد …

 

 

Fall (1) حواست هست یک تابستان دیگــــر هم گذشت و هیچ معجزه ای نشد حالا باید دوباره دل خوش کنیم به آمدن پاییز یک پاییز خوشرنگ که زرد و نارنجی نباشد به پاییزی که دلــــت نگیرد و غروبـش غــــــم نداشته باشد و توی کوچه و پس کوچه هایش بغـض نباشد پاییزی که مهـر و آبـان و آذرش تــــو را یاد هیچ خاطره خیسی نیاندازد و دل کندنش آسانتر از دل بستنش باشد یک پاییز دوست داشتنی که شاید مال من و تو باشد میمانیم به امید پاییزی که نه از فاصـله خبری باشد نه از درد نه از زخــــــم نه از جنـــگ نه از فقــــر… به امید پاییزی که وقتی به آخــــــر رسید جوجه ای از جوجه هایمان کــم نشده باشد…

 

 

Fall (2) آرزویــــم این است که این پاییز جورِ دیگری بیاید آسمان نه مثل هر سال ،امسال جـورِ دیگری آبی آفتـاب بر بام خانه هامان جـورِ دیگری بتابد ابر‌ی اگــر بارانیست ، جـورِ دیگری ببارد روزگار جـورِ دیگری با ما آدم‌ها جــورِ دیگری باهم زندگی‌‌ها جــورِ دیگری باشند آرزویـــــم این است این پاییز ، حالمان جورِ دیگری باشد  sheklak.shabhayetanhayi (30)پاییـــــــزتان طلایــــــــیsheklak.shabhayetanhayi (30)

Season (1)

 

/ 33 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد داداشی

زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت .

علی

اهنگ خوشم نیومد

شهرزاد121

پستت خیلی قشنگـ بود خـِـــــیـــــــــلــــــــــی[قلب]

روزالی پیرسون

میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند . نادر شاه افشار

روزالی پیرسون

اینکه ما گمان می‌کنیم بعضی چیزها محال است بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم . . .

روزالی پیرسون

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر . . .[گل]

سوخته دل

تنهایی، تلفنی‌ست که زنگ می‌زند مدام صدای غریبه‌ای‌ست که سراغِ دیگری را می‌گیرد از من یک‌شنبه‌ی سوت و کوری‌ست که آسمانِ ابری‌اش ذره‌ای آفتاب ندارد حرف‌های بی‌ربطی‌ست که سر می‌برد حوصله‌ام را تنهایی زُل زدن از پشتِ شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد فکر کردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایَش، قدم‌زدن را دوست می‌دارند آدم‌هایی که به خانه می‌روند و رویِ تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند ولی خواب نمی‌بینند آدم‌هایی که گرمایِ اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه شب از خانه بیرون می‌زنند. تنهایی دل سپردن به کسی‌ست که دوستَت نمی‌دارد کسی که برایِ تو گل نمی‌خَرَد هیچ وقت کسی که برایَش مهم نیست روز را از پشتِ شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز تنهایی اضافه بودن است در خانه‌ای که تلفن هیچ‌وقت با تو کار ندارد خانه‌ای که هیچ وقت ترا نمی‌شناسد انگار خانه‌ای که برایِ تو در اتاقِ کوچکی خلاصه شده است. تنهایی، خاطره‌است که عذابَت می‌دهد هر روز خاطره‌ای که هجوم می‌آوَرَد، وقتی چشم‌ها را می‌بندی تنهایی عقربه‌هایِ ساعتی‌ست که تکان نخورده‌اند وقتی چشم باز می‌کنی تنهایی انتظار کشیدن توست وقتی تو نیستی وقتی تو رفته‌ای از این خانه وقتی تلفن زنگ

مهدی

گذشت تابستون.. پاییز...فصلی که دوسش دارم...